شعر بلند چه تلخ از کتاب شعر صدای حق

loading...

الهه فاخته

خداوندا همان ساقی که روزی مست کردم از بوی نگاه او وفا دزدید و یادش رفت روزی در آغوشش کسی خندید دلا غمواره در دشت است و امشب شام آخر در هیاهوی افق, یک راز خوابیدست دلا! دردم به هجران می برد این سینه من را اگر امشب, هوا سرد است اگر یک نور می آید از پس سرما امیدم یخ بسته در این بی باوریهای عجیب! ساده, زیباست چون باور گل سرخی , چون شب یلدا خداوندا همان ساقی که روزی مست کردم از بوی نگاه او وفا دزدید و یادش رفت روزی در آغوشش کسی خندید و قلبم سالهاست می سوزد از این دنیا به تنگ آمد دل حیران من…

جستجو در سایت الهه فاخته
جستجو در سایت الهه فاخته


در اين سایت
الهه فاخته بازدید : 19 چهارشنبه 21 اسفند 1398 نظرات ()

خداوندا همان ساقی

که روزی مست کردم از بوی نگاه او

وفا دزدید و یادش رفت روزی در آغوشش کسی خندید


دلا غمواره در دشت است و امشب شام آخر

در هیاهوی افق, یک راز خوابیدست


دلا! دردم به هجران می برد این سینه من را

اگر امشب, هوا سرد است

اگر یک نور می آید از پس سرما

امیدم یخ بسته در این بی باوریهای عجیب!

ساده, زیباست

چون باور گل سرخی , چون شب یلدا


خداوندا همان ساقی

که روزی مست کردم از بوی نگاه او

وفا دزدید و یادش رفت روزی در آغوشش کسی خندید


و قلبم سالهاست می سوزد

از این دنیا به تنگ آمد دل حیران من الله !


چرا شیطان ندای عشق می دزدد ؟

مگر این نیست

تو خواهی هیچ موجودی ندارد قدرت تاخیر؟

غمی سنگین به سینه می تازد

لباس دل, کمی شستم

ولی این خونی قلبم ندارد آخری انگار


خدایا بوی عشق آمد تو را دیدم

چرا حرمت شکستن, عرف تنهایی ست ؟

چرا می نازند بر دنیا!

مرا زخمی زده است دنیا

که ندارد مرهمی انگار!


خداوندا هراسان در پی رفتن

و ناغافل از دزدانی که می دزدند دل را

چرا هر کس دلش پاک است

صبوری می کند

بر غصه هایی که وجودش را فرو می ریزد یکباره


تو ای ساقی,تو ای ساقی می ام دادی

شراب اصل در دل بود

نه جام پر !

تو, دلم دادی


نگو عاشق نبودی؛ باورت پوچ است اگر این است

ولی اینجا زتو زیباتری هرگز ندید دنیا

چه زیباتر جز این دستان گرمی که نفهمید و

گرفت دستم

از این گرما ندانی چون و چون


تو ای ساقی به عهد خویش ماندی؟

نه تو دانی, نه من دانم

خدا می داند ... خالق اوست

خدا ما بین دستان من و تو

می گذارد سرّ یک گرما

تو می دانی و من چون تو

کسی از راز, آگاه نیست !

 

***


تو رفتی بی وفا ... جام من خالیست

ساقی ام ... بی وفایی کرده است

ای امان و ای امان , روزگار بی مرام

ساقی ام جامی بده

مستی تو ازدل خاموش من زیباتر است

جام را پر می کنم از گل

که شاید معجزه پیدا شود در غم چشمان من,

از سنگینی شکسته ست

ای امان و ای امان

حالا که چشمی آشنا بر من نظر کرد

ببین صورتگر رویای تلخ , برگی به طرح زد

برگی چه زشت

برگی از رنگ دوری

 

آری انگار گم شدم در این جهان .!

تو نیستی همه چیز رنگ خاموشی گرفته ست

تو نیستی, من فقط با نگاه یک کبوتر شاد می گردم

که در آن شب

چشم پرغم, رنگ دوری بود و من

همان شب گم شدم در ژرف قصه ات ای دوست!


تو ساقی بودی و من مست

تو ساقی بودی و من با خدا غرق دعای قلب تو

دعای قلب تو,لب به لب دم بود

دم گرم محبت بود

آه, چه شد؟؟

یکباره شد ؟؟؟

یکباره بودن, رفتن ؟؟؟؟

ماجرا از چیست؟ حرف چیست؟

آخر آن شب با خدا پیکی زدیم

پس چه شد

این چه سخت است ای خدا

راز دارم, راز سخت

راز یک شب, یک شب طولانی پر خاطره

من بودم و او بود و خدا

اما چه شد؟

من ماندم و یاد ساغی و خدا

 

آن شب چه شد؟

من اهل دل هستم

خالقم

اما دل بریدم از همه

پس آن شب چه بود؟


  • چهارشنبه
  • 1390/10/07
  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر صدای حق 
  • اسم شعر چه تلخ 
کپی از متن,شعر و دلنوشته ها با ذکر اسم الهه فاخته امکان پذیر است .... از اینکه حق کپی رایت را رعایت میفرمایید بی نهایت سپاسگزارم♥ برچسب ها: کتاب شعر صدای حق , شعر بلند نیمایی درباره عشق و تلخی ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
دکلمه های جدید الهه فاخته
  1. متن دوستم داشته باش , دوستت دارم  .... متن .... دکلمه
  2. شعر بازیگر بازی کن .... متن شعر .... دکلمه
الهه فاخته
Profile Pic

 

سلام به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید

در این سایت شعرها , دلنوشته ها , کتاب ها , دکلمه ها و اشعار الهه فاخته رسانه می شود .

 

 الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده , دکلمه خوان ,استاد  و داور رسمی تکواندو و کیک بوکسینگ است.

 

 

می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !

 

 

پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم .

شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت تا بالاخره به آن خواهد رسید .

یا حق 

الهه فاخته

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟