فرصت لحظات خوش را با تو از دست نمی دهم عاشقانه 29

loading...

الهه فاخته

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو به من چیزی خواهی گفت . شاید امروز تو هم درد و دل خواهی کرد. شاید .... اما راستش گاهی شایدها نا ممکن است. گران شدن شیر برایت مسئله ای دردآور نیست  همانطور که شایسته عشق هستی شایسته فقر نیستی و این فقر چنان زندگیم را به اوج و فرود رسانده است که موسیقی زندگیم در دل هر انسانی می نشیند!    شاید از تو باید دردهایی دیگر بشنوم! مثلا درد بی معرفتی، درد رفیق ناتو !  اما راستش اینها همش یک فکر است . راستش اگر تو را ببینم از تلخی…

جستجو در سایت الهه فاخته
جستجو در سایت الهه فاخته


در اين سایت
elahe_fakhteh بازدید : 72 شنبه 31 فروردين 1398 نظرات ()

گاهی دلم روشن می شود ، امیدی در دلم می غلتد که شاید امروز تو به من چیزی خواهی گفت .

شاید امروز تو هم درد و دل خواهی کرد.

شاید .... اما راستش گاهی شایدها نا ممکن است.

گران شدن شیر برایت مسئله ای دردآور نیست 

همانطور که شایسته عشق هستی شایسته فقر نیستی و این فقر چنان زندگیم را به اوج و فرود رسانده است که موسیقی زندگیم در دل هر انسانی می نشیند! 

 

شاید از تو باید دردهایی دیگر بشنوم! مثلا درد بی معرفتی، درد رفیق ناتو ! 

اما راستش اینها همش یک فکر است . راستش اگر تو را ببینم از تلخی نمی گویم یعنی فرصت لحظات خوش را از خود نمی گیرم.

 

راستش گاهی اوقات فرشته ای به من میگوید اگر همین الان خدا بخواهد آرزویی بخواهی تا برآورده کند چیست ؟ کمی به فکر می روم و میگویم من غرق در دیدن خالق میشوم حتی یک لحظه را نمیخواهم از دست دهم .راستش این لحظه خواسته های بزرگم کوچک و خنده دار می شود.

 

 

راستش هدف دارم، زندگی دارم، از خنکی کولر لذت میبرم وقتی سالیان سال در گرمای تابستان با بطری یخ زیر بالشم ، میخوابیدم.

لذت میبرم از دو لقمه نهار چون فرودش ماه ها نان و هندوانه بوده است.

راستش لذت میبرم از گرمای بخاری در زمستان چون شب های سرد برفی را با پالتویی میخوابیدم که صبح چشمهایم به هم چسبیده بود .اشک هایم یخ زده بود.

 

و اکنون چنان بی نیاز و ثروتمند هستم . آنقدر ثروتمند که برای دولقمه نان شاکر !

 

اما شاید تو هیچ کدام از اینها را درک نکنی.شاید هرگز تجربه نکنی و به حرفهایم بخندی

باشد از زخم هایم نمیگویم و تو فقط خدایا شکرت را از زبانم میشنوی بارها و بارها و بارها!

 

گاهی تو را در خیال می آورم به رویای تلخم که چون قهرمانش آرامم میکنی.

راستش همیشه درد هست همیشه مشکل هست اما تو باش ! تو باش تا آرامش زخم هایم باشی . نمیگویم از دردهایم نمیگویم 

فقط باش تا تو را وقت و بی وقت در آغوش بگیرم 

بودنت برای من کافیست! 

آنقدر قوی هستم که نه کلامی از تو میخواهم و نه کمکی فقط باش ، بودنت حمایت است 

لبخندت آرامش است 

نفست حیات من است 

و تپش قلبت قدرتی برای زندگی کردنم!

بخدا قدر بودنت را میدانم چون نبودن ها را چشیده ام.

 

  • ۱۱ مرداد ۱۳۹۷
  • الهه فاخته
  • نامه عاشقانه 29
  • یا حق
کپی از متن,شعر و دلنوشته ها با ذکر اسم الهه فاخته امکان پذیر است .... از اینکه حق کپی رایت را رعایت میفرمایید بی نهایت سپاسگزارم♥ برچسب ها: عاشقانه های الهه فاخته ,
مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B :S
کد امنیتی
رفرش
کد امنیتی
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
دکلمه های جدید الهه فاخته
  1. متن دوستم داشته باش , دوستت دارم  .... متن .... دکلمه
  2. شعر بازیگر بازی کن .... متن شعر .... دکلمه
الهه فاخته
Profile Pic

 

سلام به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید

در این سایت شعرها , دلنوشته ها , کتاب ها , دکلمه ها و اشعار الهه فاخته رسانه می شود .

 

 الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده , دکلمه خوان ,استاد  و داور رسمی تکواندو و کیک بوکسینگ است.

 

 

می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !

 

 

پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم .

شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت تا بالاخره به آن خواهد رسید .

یا حق 

الهه فاخته

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟