شعر عاشقانه نو دور از هر باور زشت

loading...

الهه فاخته

شعر عاشقانه دور از هر باور زشت شاعر الهه فاخته     صبحی بود , که دمی پلک گشودم بودی ساده, آرام تو وجودت حس شد امروز صبح زیبایی بود .. من بودم و احساست... شب پره باز نمایان شو در این بهبهه تنهایی بی قراری را شبی یاد گرفتم, که رفتی حوزچه اکنون را پر از ماهیانی کردم که بروی تن خویش, نام تو را حک کردند     اکنون لحظه دل تنگی ماست این ما, من و توست حرف ناراست نگو! تهمت دیرینه نزن! راست بگو! من که از شرم و حیا رد شده ام قلب تو را جُستم و یکبار غلط در نزدم نارفیق, در دل من نیست که نیست…

جستجو در سایت الهه فاخته
جستجو در سایت الهه فاخته


در اين سایت
الهه فاخته بازدید : 68 چهارشنبه 11 ارديبهشت 1398 نظرات ()

شعر عاشقانه دور از هر باور زشت

شاعر الهه فاخته

 

 

صبحی بود , که دمی پلک گشودم بودی

ساده, آرام

تو وجودت حس شد امروز

صبح زیبایی بود .. من بودم و احساست...

شب پره باز نمایان شو در این بهبهه تنهایی

بی قراری را شبی یاد گرفتم, که رفتی

حوزچه اکنون را پر از ماهیانی کردم

که بروی تن خویش, نام تو را حک کردند

 

شعر عاشقانه دور از هرباورزشت الهه فاخته

 

اکنون لحظه دل تنگی ماست

این ما, من و توست

حرف ناراست نگو!

تهمت دیرینه نزن! راست بگو!

من که از شرم و حیا رد شده ام

قلب تو را جُستم و یکبار غلط در نزدم

نارفیق, در دل من نیست که نیست

 

حرف بیراهه نگو

یوسفم می آید

گم شده ام بوی بهشت دارد و من

چه خوشحال از این معرکه داغ کنون

زیبا رخ من !

حوز اکنون مرا پر کردی

حرف دیروز شدی

خاطره را تو نوشتی در کتب فاصله ها

فاصله کم شود و به وصالت برسم,

قلب من باز همین است که همین است

 

حرف امروز شدی

آرزوی شب فردای منی

امروز غرق تماشا شده ای

می ترسم از دروغی که بیانش کردی

می ترسم از تغییر نگاهت

میان این هیاهوی کثیف

خدا شاهد ماست , شاهد قلب من و تو

اگر این بین دلم حرف ناگفته شنید

این خدا بود که صبر داد مرا

 

اگر این بین دلم غصه چشید

این خدا بود که همدم شده بود

اگر این بین زمان فاصله انداخت میان من و تو

این خدا بود که احساس تو را کنج این دل بنشاند

 

این چه فصلی ست برویم شده باز ؟

فصل دل تنگی عشاق گران !

عشق به هر دل نرود

باید اندوه عجیبی بکشی

باید از راز دلت, قصه عشق بخوانی

که فضا پر شود از فلسفه پاک خدا !

عشق لبخند خداست در دل بی کینه تو

بی حیایی, داستان امروز من است

اگر امروز به دیدار من آمده ای

صبح از زبان قلمی فاش شود

که به عشقی لب کاغذ بوسه ای سرخ زده است

 

اگر امروز به دیدار من آمده ای

من از یاد نبرم خاطره سرخ تو را

من از یاد نبرم لبخند امروز تو را

آه چه دنیای عجیبی ست بین من و تو

دور از هر باور زشت

فقط من و تو 17 / 10 / 1390

 

  • شاعر الهه فاخته 
  • کتاب شعر صدای حق
دکلمه های جدید الهه فاخته
  1. متن دوستم داشته باش , دوستت دارم  .... متن .... دکلمه
  2. شعر بازیگر بازی کن .... متن شعر .... دکلمه
الهه فاخته
Profile Pic

 

سلام به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید

در این سایت شعرها , دلنوشته ها , کتاب ها , دکلمه ها و اشعار الهه فاخته رسانه می شود .

 

 الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده , دکلمه خوان ,استاد  و داور رسمی تکواندو و کیک بوکسینگ است.

 

 

می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !

 

 

پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم .

شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت تا بالاخره به آن خواهد رسید .

یا حق 

الهه فاخته

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟