خدا

loading...

الهه فاخته

دلنوشته خدا,خدا,متن و دلنوشته درد و دل با خدای مهربان,الله,

جستجو در سایت الهه فاخته
جستجو در سایت الهه فاخته


در اين سایت
الهه فاخته بازدید : 1 دوشنبه 27 ارديبهشت 1400 نظرات ()

خوش به حال فرشته ها

خلوت کن باخدا

گاهی وقت‌ها به فرشتگان غبطه می‌خورم

چرا که در جهان , هیچ موجودی را عاشق‌تر از آنان نمی‌بینم !

چقدر به خداوند نزدیک هستند و عاشقانه نگاهش میکنند

عاشقانه به حرفهایش و به اوامرش گوش می‌دهند

عاشقانه به گفته‌هایش عمل می‌کنند

و خداوند هم آن‌قدر دوستشان دارد که گاهی شفاعتشان را قبول می‌کند

و آن‌ها انقدر عاشق هستند که می‌دانند خداوند چقدر انسانها را دوست دارد و به همین خاطر اگر خطایی نابخشودنی کنند, برای بخشش گناه انسان , شفاعتش را می‌کنند !

و گاهی این غم است که به دلم رخته انداخته و دلم می‌خواهد همه بخوانند بزرگی خداوندگاری را که جز او نیست !

ما خوب‌ها را رها نمیکنیم

به آن‌ها می‌چسبیم و مدام می‌خواهیم کنارشان باشیم , هم‌صحبتشان باشیم

چگونه گاهی از خالقمان می‌گذریم ؟

این غم درون من تنیده است , از سال‌های دور تا اکنون ....

دلم می‌خواهد آگاهتان کنم , تا حقیقتا دریابید که اول و آخر باید به خودش توکل کنید

دلم می‌خواهد بدانید که تنها عاشق انسان, اوست ... اوست که بین زن و مرد و دختر و پسر و قوم و تبار و نژاد هیچ فرقی نمیگذارد و همه را یکسان دوست دارد , اما ... آن‌هایی را که بهترند را بیشتر دوست دارد و آن‌هایی که می‌خواهند بهتر شوند نیز , فرصتشان می‌دهد

تا کی به فکر کمک گرفتن از این و آن هستیم ؟

به خودمان که بیاییم , در خلوت نورانی خود , در همان خلوتی که خودت را احاطه شده در نور میبینی , مثل همین اکنون که دارم مینویسم و نورها ... هاله انداخته اند به صفحه مشقِ من , آن‌گاه است که می‌بینی این سکوت , این خلوت ... تو را به کجاها که کشانده است . به جایی می‌رسی که حتی نمی‌خواهی با کسی قسمتش کنی .. اسمش تنهایی نیست , اسمش خلوت است .. خلوت با خالق .. ملاقاتی که فقط با رها کردن و سکوت کردن به دست می آید , ساعت‌ها شگفت زده می‌شوی و هیچوقت برایت تکراری نمی‌شود

من این نور را دوست دارم

من این خلوت را دوست دارم

من خالقم را دوست دارم , و زمانیکه فرشتگان می‌گویند به تو نظر کرده است , اشک در چشمانم می‌جوشد !

مگر چه کرده ام که هر چه کرده ام , کم است .. کم است .. کم است

کودک که بودم ... شبها , اشک می‌ریختم که چرا من هیچکسم ! دلم می‌خواهد کسی شوم .. منظورم از هیچکس بودن , عادی بودن بود ! دلم نمی‌خواست عادی باشم

تاوان سنگینی داده ام , و اکنون نشسته ام و از عشقی می‌گویم که با خلوت به آن رسیده ام ! شاید شرط اولش سالک بودن است !

بد بودن که راحت است آن هم با آن نفس سرکش که دم به دقیقه باز می‌شود

خوب بودن , صعود کردن است .. تا تجربه اش نکنی قابل وصف نیست ... حداقل بخاطر تجربه کردنش کنجکاوی کن و شروع کن ببین چیست .. راهنمای تو , درون توست , استاد درون توست .. و این دنیایی که با تایپ کردن دو کلمه , هزاران هزار موضوع برایت آشکار خواهد شد .

دیگر وقت برخواستن است

بالهای شکسته ات را رها کن

او .. برایت .. بالهای نو .. میسازد

او .. تنها .. خالق است

یا حق

الهه فاخته

  • بهار 1400
  • دلنوشته های روزانه من
الهه فاخته بازدید : 12 چهارشنبه 22 ارديبهشت 1400 نظرات ()

خودت را در دنیای بی کران خودت پیدا کن

با نام حق 

زندگی برایم صحنه تئاتر شده است . با کلی تماشاچی !

کودک درونم ، مادر درونم ، خانواده درونم ، پسر درونم ، دختر درونم ، و تمام موجوداتی که درونم شکل گرفته اند و واقعی هستند .

بی آنکه بترسم یا شک کنم آنچنان با استعداد روی صحنه زندگی زمین میخورم ، زخمی میشوم و غصه میخورم.... و سپس برمیخیزم که انگار معجزه  تئاتر زندگی ام شده ام!!

صدایی میگوید : خودت را در دنیای بی کرانِ خودت پیدا کن ....
و من....
چون گرده ای آزاد و معلق در هوا ، سرنوشتم را به او میسپارم
جز او بالاتری نمیبینم
جز او قدرتی نمیبینم
جز او خوب تری نمی یابم
جز او رفیقی ندارم
خودم را به تو میسپارم
هر چه تو میخواهی بشود یا الله

به قلم الهه فاخته

الهه فاخته بازدید : 74 دوشنبه 26 آبان 1399 نظرات ()

دلنوشته ای برای پروردگار مهربانم

 

چگونه تو را شکر گویم
نه فرشتگانت را صدا کردم و نه از شرایطم چیزی گفتم یا چیزی خواستم
فقط گفتم یاالله
و تو
معجزه های زندگیم را یکی پس از دیگری نشان دادی
این روزها اشک است که چشمانم را خیس میکند
دوباره به یاد آوردم واینبار تو را کنار خود دیدم
شکر
به اندازه ذرات آفرینشت شکر

 

متن کامل این دلنوشته را در ادامه با هم بخوانیم ♥

الهه فاخته بازدید : 19 شنبه 03 آبان 1399 نظرات ()

کتاب فراسوی واقعیت 

به قلم الهه فاخته 

 

( اصلاحیه کتاب دختر غم زده ) 

 

فصل نهم

( پایان )

 

این روزها از پشت پنجره به خیابانی نگاه میکنم که پیش از این توجهی به آن نداشته ام ! 

انگار یک دست جلوی دویدن را گرفته و میگوید اینبار نگاه کن ! دنیا چیزهای زیبا , زیاد دارد !

باید نفس کشیدن را خوب یاد بگیریم ! 

دم را فروبلعیم و بازدم را بیرون دهیم ! و آرامش را درون روح خود به جریان درآوریم ! 

هر چیزی که باعث شود این جریان متوقف یا نامتعادل شود , روز پریشانی ماست ! 

تاج سر ما , دروازه ای به سمت پروردگار است اگر بسته شود در خود مانده میشویم و چه برزخیست در خود مانده شدن ! 

زندگی یادم داده باید حرکت کرد , باید گلی در گلدان کاشت , باید نهاری با لذت پخت و خورد ! و در کنار این لذت باید آرامش را حفظ کرد و به جریان واداشت ! 

گاهی کتابی خواند ! گاهی سکوت کرد 

سکوت زبان صبحت با پروردگار است ! سکوت کن و با چشم دل ببین این همه زیبایی را ! 

این دنیا چون ترازوییست که اتفاقات در یک سو و رفتار ما در سوی دیگرش قرار دارد , بنگر چگونه به تعادل میرسد !؟

پیش از ما انسانهایی زیسته اند , پس از ما هم انسانهایی برای زیستن متولد خواهند شد . هیچ چیز در این دنیا ماندنی نیست جز پروردگاری که ما را در دامان خود می‌پروراند ! 

میخواهم رازی را به تو بگویم اگر آن‌قدر در خود غرق شوی که نتوانی ذات خالقت را باور کنی , این یعنی در خود مانده شدی , در خودت غرق شدی , اما دریای وجودت را بشناس , سپس قایق‌رانی کن .

 

 

*********

 

 

 

پروردگارا ! 

ای پادشاه جهان و جهانیان ! 

مرا که از روح پاک خویش آفریده ای , در این دنیای فراموشی تنها نگذار ! 

مرا به خود وامانده نکن , گوش شنوا و چشم بینایم را از من نگیر که ماندن در زندان درون نهایت درماندگیست ! 

 

بارالها ! 

به فرشتگان خویش بگو , به پیرامون من بیایند و مرا نگهبانی کنند از هر بدی و از هر شر و از هر چشم حسود و بدخواه و از هر چه بخواهد بر من بد بگذرد ! که طوفانی برپاست , پناهم باش که مومن همیشه ایمن است و من به تو ایمان دارم !

 

بارالها ! 

آنگاه که مرا می آزمایی بر آزمایش خویش آگاه کن و کمکم کن تا صبر پیشه کنم و تحمل کنم و لحظه ای از تو غافل نشوم که فراموشکاری ام و غرق شدن در سختی و بلا میتواند مرا از تو دور کند چرا که تو همیشه به من نزدیکی ! 

 

بارالها ! 

در این دنیا خیر و خوبی نصیبم کن و در آن دنیا هم خیر و خوبی ! من خیر هر دنیا را از تو میطلبم که تو بر خواسته من آگاهی و بسیار بخشنده نسبت به بنده ات ! 

 

بارالها ! 

اگر اشتباهی کردم که آگاه بودم اما از انجامش نه از اشتباهش , بر من ببخش که تو آنقدر مهربانی که منتظری از تو بخواهم ببخشی و میبخشی ! 

 

بارالها ! 

حاضر در تمام لحظاتم هستی و مشاهده گر ! میبینی و سکوت میکنی تا خودم بخواهم , من تو را میخواهم و یاری ام ده و سختی را بر من آسان گردان و مرا موفق کن آن زمان که پذیرفته ام و میخواهم خود را به بالاتر بکشم !

 

بارالها ! 

روزی مرا زیاد و پر برکت کن که تو بی شک رزاق هستی 

 

بارالها ! 

عیب های من را بپوشان که من خوب مطلق نیستم , و اجازه نده دشمنانم از عیب هایم سو استفاده کنند و برایم بد بخواهند , آبرویم را حفظ کن 

 

بارالها ! 

دعا کردن و خواستن را به من یاد بده !

بارالها ! 

برای خوب بودن میجنگم و تسلیم نمیشوم , من لذت فتح قله را چشیده ام , از فتح کردن دست نمیکشم , یارم باش , توانم بده , آگاهم کن و لحظه ای مرا تنها نگذار حتی آن‌لحظه که من تو را فراموش کرده ام , اسمت را ورد زبانم کن . 

 

بارالها ! 

میدانم خدا یعنی خود آی و به خود آی , از خدا به تو رسیده ام , میدانم خدا کلمه ایست که تو نیستی پس ورد زبانم زین پس چون گذشته ای که فراموشش کرده ام و اکنون بخاطرم آمده است “ الله “ میشود و مرا یاری فرما ! 

 

 

 

بارالها ! 

گمشدگان را به راه راست هدایت فرما و قدرت درون را بر ما آشکار ساز تا خود را ضعیف و کم ندانیم , خود را کوچک ندانیم , به مهربانی یک سگ دلمان بلرزد اما خود را کمتر از آن ندانیم , خوبی ببینیم و خوبی را بت نکنیم بلکه خود , خوبی باشیم و خوبی کنیم و خوب بمانیم . 

 

بارالها ! 

کسانی که با قلم من به دنیای من وارد میشوند را از خوب ها قرار ده و دلشان را زلال نگهدار که همراهانم را دوست دارم 

 

بارالها ! 

به اندازه تک تک ذرات آفرینشت تو را سپاس میگویم , حتی بیشتر حتی بیشتر 

 

بارالها ! 

رسوا کن کسی را که میخواهد آبرویم را ببرد , آبرویش را ببر کسی را که میخواهد بد نامم کند چرا که من دست دعا به سمت قادر مطلق گرفته ام و به تو ایمان دارم .

 

بارالها ! 

مرا با اتفاقات سخت , آزمایش نکن که من نگرانم تو را از خود ناامید کنم ! با تمام ایمانم به سمت تو می آیم و تسلیم رسالت خویش میشوم , از اینکه عمر دوباره به من داده ای از تو ممنونم , هرگز مرا به حال خود رها نکن , من دنیای دیوانگان را نمیخواهم !

 

بارالها ! 

به من قدرت بده , و آرامش عمیق را نصیبم کن مثل گذشته !

 

الله ! 

دوستت دارم و عاشقانه دوستت دارم , چشم دل را بر کسانی که این قصه را میخواهند بگشا ! که به خواست تو مینویسم و قسم به قلم .

شکر

یا حق

الهه فاخته

 

الهه فاخته بازدید : 49 یکشنبه 16 شهريور 1399 نظرات ()

ایمان خود را چگونه حفظ کنیم 

تقدیم به شما خوبان ♥

 
 
ایمان
چیزی که این روزها آن را گم کرده ایم
یکتا پرستی یعنی ... اول الاه !
هیچ کس،هیچ آرزو و هیچ چیزی را در حد خدا نپرستیم و نخواهیم.
 
اگر نماز میخوانیم ،انرژی های منفی خود را تخلیه میکنیم تا حضور الاه را بهتر لمس کنیم.
اگر خوبی می کنیم میخواهیم به قدرتمان بیافزاییم چه بسا خوبی کردن ، انرژی مثبت را درونمان به گردش میاورد!
 
روزه میگیریم تا بر امیال مادی ودنیوی چیره شویم و از الاه غافل نشویم!
 
هرچه خوبتر باشیم، زندگی بهتر داشته و آرامش را عمیق تر تجربه خواهیم کرد!
چراکه او بی نیاز است.
 
خانواده چیزیست که درطبیعت هم یافت میشود
اگر ما پیامبران و امامانمان را دوست داشته باشیم مشکلی نیست
مشکل زمانی شروع میشود که آنها را بیشتر از جل جلاله صدا میکنیم و این شریک قائل شدن است.
 
 
الهه فاخته بازدید : 61 شنبه 08 شهريور 1399 نظرات ()

دلنوشته سکوت کن و به خود آی 

 

گوش کن !

کمی سکوت کن !

سکوت کردن که یاد بگیری

کمی نماز خواندن آن هم با معنی تک تک جملاتش

کمی به قله کوه بنگری و آسمان را تنفس کنی

 کمی به گلهای زیبای آفتاب گردان بنگری که طلایی و زنده و پر از حسِ زندگی هستند

یا گندم زارهایی که طلایی هستند و زنده !

کمی به آسمان پر ستاره نگاه کنی و ماه را بنگری که به تو و به روح و جان تو سلام میدهد ,

آنگاه صدای فرشتگان خداوند را میشنوی ! 

میبینی که چه با دقت به تو یادآوری میکنند تا کارهایت را درست و منظم انجام دهی ! 

یا به تو میگویند از چه مسیری بروی که خطر نداشته باشد ! 

 

وقتی درونت , سکوت را بفهمد میشود میعادگاه فرشتگان, و صدایی که به عرش رَب میرسد .

مثل یک پادشاه دلسوز و مهربان به فرشتگانش میگوید تا به یاری تو بیایند ! از این زیباتر ؟  آرامش  از این بیشتر ؟

از با اقتدارتر بیشتر ؟

چه میخواهی ؟

چه میخواهی که خودت را بخاطر یک داشته یا یک مال یا یک موفقیت, آنچنان درگیر و شلوغ میکنی که سکوتِ درونت بهم میریزد؟!

 

دیگر چه میخواهی ؟ 

خودت را پر از بدی ها کرده ای و پاداش هم میخواهی ؟ 

زندگی پر از روزی میخواهی در حالیکه درونت پر از عقده های آرزوهاییست که حتی برای رسیدن به آن تلاش هم نکرده ای یا زود تسلیم شده ای ؟ 

 

تو ثروت میخواهی نه برای زندگی آرامتر بلکه میخواهی تقلید کنی از آنانکه به ثروت رسیده اند , فکر میکنی هر آنچه آنان دارند را تو داشته باشی خوشبخت میشوی در حالیکه تو اگر بی حساب هم صاحب روزی شوی باز نا آرام هستی می دانی چرا ؟

چون خودت را نشناخته ای ! 

خودت را گم کرده ای و بیرون از خودت به دنبال خودت میگردی و میخواهی یک خود جدید بسازی ! 

خودت را پیدا کن 

یاد بگیر گاهی , نه همیشه ! گاهی سکوت کنی ! 

اقیانوس درونت را بشناس ! 

ماهی هایش را , صدف ها و مروارید هایش را , طوفانها و آرامشش را ! 

قایق هایش را ! مارماهی هایش را ! مرجانهایش را ! اعماق کشف نشده بکرش را ! و حتی آسمان بی همتایش را !

آرامش را که تجربه کنی راهی برای ادامه اش پیدا کن ! 

 

گاهی در خود فرو برو مثل لاکپشت , بگذار سختی ها تو را با لاک سخت خود پس بزنند ! 

این تو هستی 

انسان ... !

 

الله فرشتگانی آفرید که همواره به او سجده میزنند ! 

الله فرشتگانی آفرید که همواره در رکوع او هستند !

الله فرشتگانی آفرید که همیشه به قامت ایستاده اند ! 

و همگی به تسبیح و ذکر پروردگار مشغولند ! 

چون یاهو, خالق عشق است و به هر کس عشق بدهد و بدی ندهد او را در نیایش با پروردگار خواهید دید ! 

 

الهه فاخته بازدید : 85 پنجشنبه 30 مرداد 1399 نظرات ()

هنگامیکه گمان میکنی غیر ممکن است که بشود 

نمیشود که نمیشود !

 

این درخت روی تخته سنگی روییده است

فقط میشود قدرت خدا را فهمید.


منطق ما برای فهمیدن خداوند ناقص است

او اتفاق را ایجاد میکند وما به دنبال علت آن میگردیم

وهمیشه در شگرف هستیم!

 

این درخت رابخاطر بسپار

هنگامیکه گمان میکنی غیر ممکن است که بشود

یا غیر ممکن است که نشود!

 

دلنوشته نمیشود که نمیشود در ادامه مطلب ..

 

 

الهه فاخته بازدید : 29 شنبه 18 مرداد 1399 نظرات ()
 

دلنوشته عبادت برای خالقم

به قلم الهه فاخته

میان صخره ها نشسته بودم. چشمهایم را بستم و انگار به خواب فرو رفتم. چشمهایم را باز کردم.

سگی به رنگ سیاه از پشتم رد شد. آنی ترسیدم. خوابم پرید.

چندی بعد سگ دیگری آمد. اما دقیقا پشتم نشست.
گمان کردم از من ترسیده.
اشاره کردم وگفتم که برو دوستت رفت. با تو کاری ندارم.
چشمهایش ترسیده بود اما ازجایش تکان نمیخورد.
جورابهایم را پوشیدم. کفشهایم راهم. به راه افتادم.
سر گردنه کوه. دیدمش. مردی سنگی به سمتش پرتاب کرد. گمان کردم رفت.
اما...
دقایقی بعد آن را پشت خود دیدم!
به دوراهی رسیدم اما آن سگ باز هم پشت من بود!
چنانی که اگر می ایستادم، پوزه اش به پایم میخورد.
هربار که برمیگشتم ونگاهش میکردم همانجا می ایستاد. چشمهایش میترسید. سرش پایین بود اما قدمی به عقب نمیرفت.
گمان کردم پایم را میگیرد. برترسم غلبه کردم. نفس عمیقی کشیدم و به الاه توکل کردم.
به زمین صاف که رسیدم، ایستادم. آن سگ دوان دوان رفت. نفس عمیقی کشیدم و مسیرش را رفتم. پشت پیچ، قله را دیدم.
یادم افتاد نیت کرده بودم به ایستگاه رسیدم چندرکعتی نماز بخوانم.
او آن سگ را برای یادآوری، دنبالم فرستاده بود.
سگی که میترسید اما یک قدم هم به عقب برنمیگشت!
ومن چقدر فراموشکارم که یادم میرود.
وچه مهربان پروردگاری دارم❤️

بارالها دوستت دارم. به اندازه تک تک ذرات آفرینشت شکر میگویم 🌹
یاحق

  • مرداد 1399
  • الهه آجرلو - فاخته
الهه فاخته بازدید : 53 پنجشنبه 02 مرداد 1399 نظرات ()

دلنوشته ای برای الله

بارالها ... !

روی چمن های سبز این فصل نشسته ام و صدای نفسم را میشنوم 

آرام آرام .. موسیقی طبیعت , ریتم آرامش روح مرا تنظیم میکند 

صدای پرنده ای می آید , و من اکنون تپش قلبم را میشنوم 

خود را در حبابی از آرامش می یابم که غرق در نور شده ام 

میدانم این نور از آن توست که به سمت من آمده است ! 

به آسمان آبی پاک نگاه کنم یا دستم را روی قلبم بگذارم که اشاره ای به تو کند و بگویم دوستت دارم 

و من چقدر گاهی کم تو را دوست دارم 

این ریتم آرامش من است که گاهی بهم میریزد و اشک هم گاهی ناتوان از آرامش من !

تو را میخوانم و اینچنین آرام میگیرم 

بارالها ! 

از نور خود بر من ببخش ! 

آرامم کن

مهربانم 

پدرم باش , مادرم باش , رفیقم باش ! 

اگر فراموشت کردم مرا ببخش و تو مرا از یاد نبر ! تو فراموشم نکن ! تو نگاهم کن 

من از تو گنج قارون میخواهم 

ثروتی عطایم که اگر دزد هم بزند تمام نشود , راستش آرامشم که بهم میریزد , دیوانه میشوم ! 

پر از غم میشوم , درونم گل آلود میشود 

 

الهی در عرش کبریایی خویش , مرا بپذیر ! 

سعی کرده ام خوب باشم و بدی های دیگران و بد کردن های دیگران مرا بد نکند ! مرا ببخش بخاطر اشتباهم گرچه فرشتگان میگویند انسان جایز الخطاست اما من از روزی که رویت را از من برگردانی میترسم , اگر تمام مردمان دنیا رویشان را از من برگردانند خیالی نیست وقتی که تو را دارم , اما ... تحمل دلخوری تو را از خویش ندارم 

به هر اتفاقی که نگاه میکنم و فکر میکنم , میبینم هر کاری کنیم تو میتوانی سلامتمان بداری یا بمیرانی یا دنیایمان را نباتی کنی یا عضوی از بدنمان را بگیری و این همه بخواست توست ! این نشانه ها به من یادآوری میکنند که باز هم تسلیم تو باشم اما غفلت نکنم ! 

یاری ام ده باز هم باز هم , و قدرتم را باز گردان , بازوان بی نهایتت را برایم باز کن , که تنها تو اعتماد کامل من هستی ! 

 

دلنوشته ای برای خدا در ادامه مطلب

 

 

الهه فاخته بازدید : 39 جمعه 05 ارديبهشت 1399 نظرات ()

مناجات با الله

دلنوشته ای برای یاهو

به قلم الهه فاخته

الاه خیلی دوستت دارم❤️

مرسی که مرا آنی به حال خود نمیگذاری❤️
مرسی که همواره یاورم هستی تا سختی ها را تحمل کنم و پاداشم میدهی
الاه آدمهای خوب را کنارم نگهدار
آدمهای بد را بیصدا ازکنارم دور کن
ومرا به حکمت هردو آگاه کن

دلنوشته ای برای 

الله


کاش میشد که مرا بپذیری که من این دنیا را با تو زیبا میبینم. از فراموشی و غفلت خویش به درد آمده ام. توهرچه هستی، دوستت دارم💓
و بازهم میگویم تو را به اندازه تک تک ذرات آفرینشت سپاس میگویم.
روح مرا از نور خود سرشار کن.
من بی تو هیچ نیستم چون تو درمنی ونمیشود که نباشی مگر نخواهم و غرور کنم، من تلاش میکنم توهم کنارم باش، یارم باش، قدرتم باش، رفیقم باش!


صدایت میکنم، سختی های زندگیم زیاد بوده و هست. مرا درخود فرو میبرد.
قلبم شکسته است از این همه سختی، روحم زخمی شده است.
سختی ها را بر من آسان کن ونگذار این دعا را از یاد ببرم. مهربانم
آه من چقدر غافلم، ازخود خسته ام چرا فراموش میکنم تورا سپاس بگویم.
تنهایم نگذار، تنهایم نگذار پادشاه عالمیان ❤️


تورا قسم به اشکهایم مرا دچار فراموشی از یادت نکن.
من تورا میخواهم. با تمام وجود خویش میخواهم
میدونم که عاشقانه کنارم هستی❤️
خالصانه دوستت دارم💓
یا حق

 

  • اردیبهشت 1399
  • الهه آجرلو-فاخته
  • مناجات با الله دلنوشته برای الله

 

 

 

دلنوشته ای برای 

الله


الهه فاخته بازدید : 26 سه شنبه 05 فروردين 1399 نظرات ()

شعر نو درباره تنهایی

کتاب شعر صدای حق

شاعر الهه فاخته

 

1389/03/08

 

دل تنهایم را می سایم 

می سایم تا که تنهایی من, پا نگیرد بخراشد دل را 

هر چه از غربت خود باز بگویم بسرویم چه کم است!

مادرم! دیشب درد چنان سینه کوچک من را بفشرد 

از وجود داد زدم من گناه کار بزرگم الله ؟

که تولد شده است عامل بودم ؟

 

آسمان می لرزد 

ماه در پرتو عشق 

دنیای وجودم , سوت و کور است 

به کجا راه روم 

من که اینجا بی باک ترین بنده تنهای تو هستم!

آه شکوه گفتم, آن چه گفتم نه که شعر نه که نثر 

من نمیدانم چیست 

اسمش را می گذارم رازنامه من با سرور خوبم الله

 

خط به معراج افق نزدیک است 

خط به مشی رویش گل پیوند است 

جمله زیباست اما شعر من راز من است 

زیر این واژه تنها گنجید راز تنهایی من 
نه در این سلسله واژه و خط 
ای  فلک دل تنهای مرا می بینی؟ 
آه , سپردم به زمان 
کوچه ام خلوت و گنگ است 
پایم ... 
پایم انگار تیزی سنگ به خود دیده و خون آلود است 
چه کنم؟ 

من فقیرم مرهم نیست که آرام کند پای مرا بل 
این دل رنجور مرا 

آه ای زمان 
پیر میکده را تو کجا دیده و دیدی؟
 شاید او درک کند
من عاشق الله خودم 
من عاشق و خسته دلم 
من تنها هستم و رفیقم شده تنهایی من 

کاش بغضم می شکست 
کاش می شد که پرواز کنم 
آه الله 
بالهایم را در کدام عرصه گشودم که فراموشم شد؟

شنبه:08/03/1389
شاعر الهه فاخته
الهه فاخته بازدید : 54 سه شنبه 10 ارديبهشت 1398 نظرات ()

سوگند به روز وقتی نور می‌گیرد 

و به شب وقتی آرام می‌گیرد

که من نه تو را رها کرده‌ام

و نه با تو دشمنی کرده‌ام. (ضحی۱-۳)

 

افسوس که هرکسی را به سوی تو فرستادم

تا به تو بگویم دوستت دارم و راهی پیش پایت بگذارم

او را به سخره گرفتی. (یس۳۰)

 

و با خشم رفتی و فکر کردی نمی‌توانم

زندگی را بر تو تنگ گیرم. (انبیا۸۷)

خدا تو را می خواند ایمان تو چیست

 

پس چون مشکلات از بالا و پایین آمدند

و چشمهایت از وحشت فرورفتند

و قلبت توی گلویت آمد و تمام وجودت لرزید

گفتم کمک‌هایم در راه است

و چشم دوختم ببینم که باورم می‌کنی

اما به من گمان بردی، چه گمان‌هایی. (احزاب۱۰)

 

تا زمین با آن فراخی بر تو تنگ آمد 

پس حتی از خودت هم به تنگ آمدی

و یقین کردی که هیچ پناهی جز من نداری

پس من به سوی تو بازگشتم

تا تو نیز به سوی من بازگردی

که من مهربان‌ترینم در بازگشتن و توبه کردن(توبه۱۱۸)

 

وقتی در تاریکی‌ها مرا به زاری خواندی

که اگر تو را برهانم با من می‌مانی

تو را از اندوه رهانیدم

اما باز مرا با دیگری در عشقت شریک کردی. (انعام۶۳و۶۴)

 

این عادت دیرینه‌ات بوده است

هرگاه که خوشحالت کردم

از من روی گرداندی و رویت را آن طرفی کردی

و هر وقت سختی به تو رسید

از من ناامید شده‌ای. (اسرا۸۳)

 

غیر از من چه کسی برایت خدایی کرده است؟ (اعراف۵۹)

 

مرا به یاد می‌آوری؟

من همانم که بادها را می‌فرستم

تا ابرها را در آسمان پهن کنند

و ابرها را پاره پاره به هم فشرده می‌کنم

تا قطره‌های باران از خلال آن‌ها بیرون آید

و به خواست من به تو اصابت کند

تا تو فقط لبخند بزنی

و این در حالی بود که پیش از فرو افتادن آن قطره باران

نا امیدی تو را پوشانده بود.(روم۴۸و۴۹)

 

من همانم که در شب

روحت را در خواب به تمامی بازمی‌ستانم

تا به آن آرامش دهم

و روز بعد دوباره آن را به زندگی برمی‌انگیزانم

و تا مرگت که به سویم بازگردی

به این کار ادامه می‌دهم. (انعام۶۰)

 

من همانم که وقتی می‌ترسی

به تو امنیت می‌دهم (قریش۳)

 

پس برگرد! به سمت من مطمئن برگرد!

تا یک بار دیگر با هم باشیم. (فجر۲۸و۲۹)

 

💚[قرآن کریم - به ترجمه و تفسیر الهی قمشه‌ای]💚

الهه فاخته بازدید : 238 یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 نظرات ()

دلنوشته  متن خدایا مرا در آغوش بگیر 

نویسنده الهه فاخته

 

خدایا مرا در آغوش بگیر 

گمان نکنی برای غم هایم می گویم

گمان نکنی برای دردهای زیادم می گویم

گمان نکنی برای حاجتم می گویم

نه...نه .. نه .... دلم هوای تو را کرده

یا الله به من مهربانی کن، بیشتر بیشتر مهربانی کن

من اکنون فقط تو را می خواهم ..خودت خواستن را یادم دادی .‌.. حال من تو را میخواهم

میخواهم دستان تو را بگیرم و در دشت بدوم و بلند فریاد بزنم و اگر کسی به دویدنم خندید تو بگویی : غمت نباشد

آری که تو باشی کافیست

 

فقط تو میدانی 

فقط تو میدانی بر من چه گذشته ست

فقط تو میدانی که چه معامله هایی با تو کردم

ولی 

جام صبرم پر شده است

 

بقیه دلنوشته  متن خدایا مرا در آغوش بگیر در ادامه مطلب ..

 

الهه فاخته بازدید : 71 یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 نظرات ()

الله تو با من چه کردی؟ 

الله تو با من چه کردی که تو را اینگونه عاشقانه میخواهمت.

الله  تو چه هستی که میبخشی و عاشق می مانی؟!

الله  چگونه چگونه آنی فراموشم نمیکنی؟

هربار که دستهایم را به سمت تو دراز میکنم ، غرق در گناه هم باشم میگیری ، دستهایم را میگیری😢

 

الله براستی تو وجودت از چیست، که از خوبی وسعت میگیرد ؟

تو تکه ای از روحت را به من داده ای و من میبینم با هر خوبی بزرگتر میشود!

پروردگارا تو را چه به نامم؟

دمی دلتنگت شوم نمیگذاری که قطره اشکم بچکد ، خود را سراسر از نور میبینم گویا آن هنگام به زمین آمده ای و مرا در آغوش گرفته ای 😢

 

نمیدانم جنس تو از چیست فقط میدانم برای بزرگ شدن روحم بارها امتحانم کرده ای و الان کافیست کسی را به تو بسپارم فقط کافیست دعا کنم فقط کافیست چیزی بخواهم حتی یک هوس زودگذر ، تو در یک دم یا خودش را یا نشانه رسیدنش را به من میدهی.

این بار ، در این روز پس از باران پاییزی باز خودم و قلبم را به تو میسپارم.

راستش حالا که عمر دوباره ام دادی همه چیزم را به تو میسپارم .تو پادشاه خلایق هستی.

خود را به تو میسپارم

یا حق ❤

الهه فاخته

۵ آذر ۱۳۹۷

الهه فاخته بازدید : 42 یکشنبه 08 ارديبهشت 1398 نظرات ()

#مناجات_۲

خدایا اتفاقات خوب زندگیم را میبینم .

از لحظات زندگیم چنان لذت میبرم انگار فردا پایان عمرم است!

در این روزهای خنک و دلچسب پاییز شیر داغ محلی و عسل با کیک محلی چنان می چسبد انگار آن لحظه به بهشت پا میگذارم!

 

این روزها آیت الکرسی بسیار میخوانم ، روزیم زیاد شده و قلبم آرام گرفته نه فقط بخاطر آن بل بخاطر رفع بدیها از زندگیم

 

چقدر زندگی میتواند زیبا باشد!

 

بهشت را بارها لمس کرده ام. آن هنگام که با شعف به آرامش و شادمانی میرسم روحم ، قلبم و چشمانم پر میگیرد از این جهان هرچند به بهانه ای کوچک !

 

خدای مهربانم، خوشبختی بالاتر از این که خدایم،پادشاه جهان، سلطان جسم و جان، رفیقم باشد!

 

خدایا از رفاقتت غرق در شادی و خوشبختی ام ❤ رهایم نکن ، تنهایم نگذار، نگذار از تو دور شوم.نور زیباست و من تو را میخواهم ❤ دور از تو تاریکی معنا ندارد و از هیچ بودنش می رنجم ! از هیچ بودن بدون تو میترسم.

کنار تو بودن ، نزدیک تو بودن من را هم سلطان کرده است!

 

پروردگارا از تو ممنونم ❤

الهه فاخته

یکشنبه ۱۱ آبان ماه ۱۳۹۷

elahe_fakhteh بازدید : 52 چهارشنبه 08 اسفند 1397 نظرات ()

اما تو بی نیاز هستی و من نیازمندخدایا ! 

تو وجودم را سرشار از عشق کرده ای
تو به من مهربانی داده ای
خوب بودن آموخته ای 
بخشندگی آموخته ای
اما تو بی نیاز هستی و من نیازمند
چرا هرچه خوبی کنم زخمی میشوم؟
این گاهی بد بودن آزارم میدهد میخواهم مثل تو خوب خالص باشم اما
نیازمندم .. چیزی درونم کم است😢

ای خالق بی همتایم!
به من قدرتی ببخش که اگر خوبی کردم بدی نبینم
من چندروزیست پر از غم هستم
مرا در آغوش بکش!
حالم خراب است
مرا در آغوش بکش بی مدعای خوب 😢❤️

الهه فاخته
۱۵ بهمن ۹۷ .بامداد

 

الهه فاخته بازدید : 19 جمعه 22 فروردين 1393 نظرات ()

برگی از خاطرات گذشته 

روح زخمی من 

به قلم الهه فاخته

 

 

لرز کرده ام ... آن کسی که بی گناه است همیشه فریاد میزند از قصاصی که حقش نیست .... همیشه بغض دارد از اتفاقی که برایش بالاجبار افتاده است .

و صدایی میگوید : الهه خودت را در دنیای بی کرانه خودت بجوی ... اما ....

 

متن کامل برگی از خاطرات گذشته در ادامه مطلب ...

الهه فاخته بازدید : 55 پنجشنبه 28 شهريور 1392 نظرات ()

متن درد و دل یه بنده با خالق
به قلم الهه فاخته

 

آهای الله مهربون 

امروز استاد می گفت خوشبختی درون اینجاست ♥ . خوشبختی درون آدمهاست ... حتی اگه نفس کشیدن رو خوب یاد بگیری می فهمی نباید بیرون از خودت دنبال خوشبختی بگردی .

پس 

می شه بگی چی می شه دل آدم می شکنه 

وقتی از ته دل می خنده 

دوباره یه بغض سنگین هی له له می زنه بپره بیرون 

گاهی باید ببلعیدش 

گاهی باید روتو کنی اونور 

امااااااااااااااا 

چرا گاهی دنیای همه ی آدمها میشه عکس و عکس و عکس 

چرا آدما گاهی می فهمن تو کارت غلط بوده می رن زیر تیغ عمل ! 

بازم زشتن 

امروز استاد حرف قشنگی زد : توی خودت باید دنبال خواسته هات بگردی !

آره زیبایی بیرون آدمها نیست که اگه بهش تظاهر کنی باید بینیتو عوض کنی حتی لباتو یا گاهی چشمهاتو ... این کفرانه نعمته ... درسته ! 


الله 

چه قدر خوشحالم که مهربونی 

که به من گفتی واسه تو قشنگم ، من که می دونم دماغم گنده است اما وقتی تو می گی مگه کسی جرات داره بهم بگه دماغ گنده ... 


استاد امروز همون اول کلاس گفت : ما هنریا ذاتمون حساسه چه به غبار روی پیانو ، چه به اینکه بگن بالای چشت ابروا ... 

منم جدی گفتم آنرمالیم :) حواسم نبود .خوبه ناراحت نشد . 

 

بقیه متن درد و دل با خدا در ادامه ... 

دکلمه های جدید الهه فاخته
  1. متن دوستم داشته باش , دوستت دارم  .... متن .... دکلمه
  2. شعر بازیگر بازی کن .... متن شعر .... دکلمه
الهه فاخته
Profile Pic

 

سلام به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید

در این سایت شعرها , دلنوشته ها , کتاب ها , دکلمه ها و اشعار الهه فاخته رسانه می شود .

 

 الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده , دکلمه خوان ,استاد  و داور رسمی تکواندو و کیک بوکسینگ است.

 

 

می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !

 

 

پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم .

شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت تا بالاخره به آن خواهد رسید .

یا حق 

الهه فاخته

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟