خاطرات الهه فاخته

loading...

الهه فاخته

خاطراتی از تجربیات , گذشته و حال به قلم الهه فاخته شاعر و نویسنده معاصر , استاد رزمی در سایت رسمی ایشان بخوانید

جستجو در سایت الهه فاخته
جستجو در سایت الهه فاخته


در اين سایت
الهه فاخته بازدید : 113 پنجشنبه 08 آبان 1399 نظرات ()

سفر اسرار آمیز من به کوه 

به قلم الهه فاخته 

 

بارها شده است که به کوه رفته باشید ! 

حتی یکبار !

در این سفر یک روزه که به اندازه یک هفته یا بیشتر بر من گذشت , اتفاقاتی افتاد که سعی کرده ام با قلمی روان برایتان بنویسم 

کمی از دغدغه های خود خارج شوید و بیایید در دنیای من  ... 

در این سفر , آسیب دیدم , به شب خوردم , به بیراهه زدم اما اکنون سالم و سرحال نشسته ام و از آن روز مینویسم 

 

در ادامه مطلب این داستان کوتاه واقعی از سفر به کوه مرا بخوانید 

الهه فاخته بازدید : 98 سه شنبه 20 خرداد 1399 نظرات ()

خاطرات دوران نوجوانی 

دلنوشته ای بر گذشته نوجوانی خویش

من کیستم ؟!

الهه آجرلو - فاخته

اینبار میخواهم از خاطرات دوران نوجوانی ام بگویم 

دقیقا از مرز بین نونهالی و نوجوانی , سنی بین 13 تا 14 سال که میشود دوم و سوم راهنمایی ! البته زمان ما 

 

نمیدانم آغاز این ماجرا از کجا شروع شد ! شاید روزی یک معلم حرفی از خود شناسی زد و یا پیشنهاد کرد کتاب زیاد بخوانیم و این شد که من برای امتحان هم که شده به کتابخانه مدرسه رفتم و تمامی کتابهایش را خواندم ! 

یادم هست فقط قرآن و نهج البلاغه مانده بود . آن روز بخاطر دارم نهج البلاغه را خواستم , چند جمله ای از آن را خواندم و یکی از معلم ها , آمد و آن را با خود برد , یادم هست زیارت عاشورا را خواندم با معنی ! دیگر هیچ کتابی نمانده بود . 

همان سالها بود که یکی ازدوستانم که گمان کنم اسمش الهه نوری بود , به من پیشنهاد داد  کتابهای او را بخوانم ! 

یک روز به درب منزلشم رفتم , و او به من چند کتاب فلسفی و روانشناسی داد ! از اینکه این کار را کرده خوشحال بودم , و به شدت سپاسگزار .. اما او خوشحال بود حتی گفت مادرش با میل قلبی و با خوشحالی این کتابها را داده که به من بدهد ! شاید مادر او میدانسته که یک دوست کتاب خوان چقدر خوب است ! و من آن زمان نمیدانستم کتاب چقدر میتواند خوب باشد ! 

با آنکه حافظه ضعیفی دارم اما فقط میخواندم و میخواندم و میخواندم !

یادم هست با ذوق و شوق کتابها را به خانه بردم و خواندم , یکبار ! دوبار ! سه بار ! کتاب چند صد صفحه ای را ... و نمیفهمیدم .. جملات برایم سنگین بود .. به خودم گفتم قسمتی از جملات را که میفهمم را دوباره بخوانم و توقف کنم تا آن قسمت را متوجه شوم و آرام آرام پیش روم . چون رمان یا کتاب علمی نبود ! حتی زیارت عاشورا هم نبود که معنی اش مشخص باشد ! 

هربار که معانی جملات را میفهمیدم خوشحال تر میشدم . 

 

سن 13 تا 14 سالگی من سالی بود که من فکر میکردم دیگر بزرگ شده ام و آدم بزرگ هستم ! 

 

بقیه خاطرات نوجوانی من در ادامه مطلب 

 

الهه فاخته بازدید : 65 جمعه 16 خرداد 1399 نظرات ()

20 سال از اولین روز شروع من به ورزش تکواندو گذشت !

الهه آجرلو 

 

20 سال شد!
20 سال پیش زمانیکه یک دختر بچه 12 ساله بودم، و با تمام شدن فصل امتحانات پایان سال، برای تابستان روزشماری میکردم، بین تفریح تابستانه وکلاس رزمی مردد شدم.
بااینکه در طول سال بسیار مصمم بودم.
آن زمان رشته کاراته طرفدار داشت. و تکواندو را نمیشناختند.
من فقط میدانستم تکواندو رشته ایست که اسم باکلاسی دارد😁.
همین روزها تصمیم گرفتم، انتخاب کنم.
آرزو داشتم بتوانم دفاعازخود را یاد بگیرم. بتوانم جاخالی دادن را یاد بگیرم وپسرهایی که درمسیر مدرسه اذیتم میکردند را بزنم تو دهانشان😁
وزنم کم شود و... من انقدر تعریف کاراته را شنیده بودم که درذهنم تصور میکردم لباسش را چپ و راستی چگونه ببندم.

یک روز مادرم با یک یک لباس سفید به خانه آمد.
دل توی دلم نبود.
لباس تکواندو بود. اخم هایم درهم رفت. که چرااشتباه خریدی😔
همچنان گول خوردم وبه باشگاه رفتم. فکر کردم لباسش عوض شده.
انقدر ناراحت بودم که پسرعمه ام، لباس کتان کاراته اش را به من داد.
انقدر سنگین وگرم بود که عرق میریختم و خیس میشدم اما لباسش را دوست داشتم.


بقیه به همراه آدرس باشگاه تکواندو دختران در ادامه مطلب

 
الهه فاخته بازدید : 0 جمعه 16 خرداد 1399 نظرات ()

20 سال از اولین روز شروع من به ورزش تکواندو گذشت !

الهه آجرلو 

 

20 سال شد!
20 سال پیش زمانیکه یک دختر بچه 12 ساله بودم، و با تمام شدن فصل امتحانات پایان سال، برای تابستان روزشماری میکردم، بین تفریح تابستانه وکلاس رزمی مردد شدم.
بااینکه در طول سال بسیار مصمم بودم.
آن زمان رشته کاراته طرفدار داشت. و تکواندو را نمیشناختند.
من فقط میدانستم تکواندو رشته ایست که اسم باکلاسی دارد😁.
همین روزها تصمیم گرفتم، انتخاب کنم.
آرزو داشتم بتوانم دفاعازخود را یاد بگیرم. بتوانم جاخالی دادن را یاد بگیرم وپسرهایی که درمسیر مدرسه اذیتم میکردند را بزنم تو دهانشان😁
وزنم کم شود و... من انقدر تعریف کاراته را شنیده بودم که درذهنم تصور میکردم لباسش را چپ و راستی چگونه ببندم.

یک روز مادرم با یک یک لباس سفید به خانه آمد.
دل توی دلم نبود.
لباس تکواندو بود. اخم هایم درهم رفت. که چرااشتباه خریدی😔
همچنان گول خوردم وبه باشگاه رفتم. فکر کردم لباسش عوض شده.
انقدر ناراحت بودم که پسرعمه ام، لباس کتان کاراته اش را به من داد.
انقدر سنگین وگرم بود که عرق میریختم و خیس میشدم اما لباسش را دوست داشتم.


بقیه به همراه آدرس باشگاه تکواندو دختران در ادامه مطلب

 
الهه فاخته بازدید : 51 پنجشنبه 14 فروردين 1399 نظرات ()

 

خاطرات دوران نوجوانی 

دلنوشته ای بر گذشته نوجوانی خویش

الهه فاخته

 

باران , باران که میبارد حالم خوب میشود 

 

باران یک بار برای من معجزه کرد , از خیس شدن بدم می آمد اما وزنه ها را به پایم بستم و زیر باران راه رفتم , دو ساعت تمام زیر باران راه رفتم و اشک ریختم و هیچ کس نفهمید اشک می ریزم و آن روز زیباترین روز زندگی من بود 

 

به خانه که رسیدم کسی نفهمید من خیس باران هستم !

 

اما روز بعدش .... 

 

چنان سرما خوردگی داشتم که دوهفته تمام خوابیدم . یادم هست در همین ایام عید بود . مرگ را جلوی چشمانم دیدم . نوبت دکتر داشتم وقتی دکترم ( مرحوم نجم آبادی ) از طریق منشی فهمید گفت نباید سرما می خوردم و باید بستری شوم . اما من خوشحال بودم یا خوب می شوم یا می میرم . 

 

بعد از یکماه مجدد به پزشک مراجعه کردم ....

 

بقیه خاطرات نوجوانی بیماری ریوی  را در ادامه مطلب بخوانید

 

الهه فاخته بازدید : 176 شنبه 07 ارديبهشت 1398 نظرات ()

بیوگرافی الهه فاخته  شاعر و نویسنده معاصر 

 

الهه فاخته : ( مستعار فاخته ) 

متولد : 26 دی ماه 1366 

اصیل زاده : اصالت به ایل بزرگ افشار 

دختری خود ساخته ام 

 

مهارت ها :

شاعر , نویسنده , دکلمه خوان 

مربی رسمی فدراسیون تکواندو , قهرمان تکواندو 

مربی رسمی فدراسیون ورزشهای رزمی در رشته کیک بوکسینگ , فایتر قهرمان در چند دوره کشوری 

 

شروع شاعری : سال 1378

 

 


i'm a bird ... light and happy ... i wish to fly into the sky ... there is our heart there... yes yours
پرنده ای هستم آزاد و سبک .... از الله قدرتی از جنس نور می گیرم و دور از تمام حرفهای چرند بالهایم را برای اوج گرفتن باز می کنم .... هیچ کس قادر نخواهد بود شوق مرا فرو نشاند چون من لبریز از عشق هستم ..... عشق .... بی نهایت .... همچون اسمم ... پروازی تا بی نهایت .... الهه یعنی نهایت هر چیز .... و من یعنی
کسی که مرا می خوانی عاشقانه دوستت دارم حتی اگر تو را نبینم
 

 

 

 

الهه فاخته 

 

بقیه در ادامه مطلب  

الهه فاخته بازدید : 17 سه شنبه 02 آبان 1391 نظرات ()

برگی از خاطرات گذشته من 

به قلم الهه فاخته

 

عمق سکوت !

عمق سکوت رازی دارد که من بعد از سالها فهمیدم ولی با روحی کامل تر شده و دستانی باز نه چون گذشته ساده 

چشم ها 

همیشه رازی دارند و همیشه معجزه می کنند

 

بقیه خاطرات گذشته در ادامه مطلب 

 


 

دکلمه های جدید الهه فاخته
  1. متن دوستم داشته باش , دوستت دارم  .... متن .... دکلمه
  2. شعر بازیگر بازی کن .... متن شعر .... دکلمه
الهه فاخته
Profile Pic

 

سلام به سایت رسمی الهه فاخته خوش آمدید

در این سایت شعرها , دلنوشته ها , کتاب ها , دکلمه ها و اشعار الهه فاخته رسانه می شود .

 

 الهه فاخته  ( مستعار ) متولد 1366 شاعر معاصر و نویسنده , دکلمه خوان ,استاد  و داور رسمی تکواندو و کیک بوکسینگ است.

 

 

می خواهم پرواز کنم چون پرنده ای آزاد رها و اوج بگیرم تمام شاعرانگی من در حس مشترک است حسی بین قلب من و تو من به پرواز ایمان دارم یا حق !

 

 

پینوشت : زندگی آنقدر ها هم پیچیده نیست که دنبال دلیلش بگردیم .

شاد بودن , عاشق بودن و حال خوب داشتن و درستکار بودن شاید نتیجه سختی هایی باشد که هر انسانی در زندگی خود خواهد داشت تا بالاخره به آن خواهد رسید .

یا حق 

الهه فاخته

اطلاعات کاربری
  • فراموشی رمز عبور؟